الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )

646

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )

خدا چيزى را نداند جز بعد از وجود آن محققاً كافر است و از توحيد خارج است و فضل بن شاذان از محمد بن على از سعدان از ابى بصير روايت كرده كه گويد به آن حضرت گفتم براى اين امر قرارى است كه وسيلهء راحت تن ما باشد و در آن به نهايت رسد ؟ فرمود : آرى ، ولى شما اسرار را فاش كرديد و خدا بر آن افزود ، و توجيه آن و امثال آن همان است كه گفتيم مصلحت تغيير كند و باعث تأخير امر گردد تا وقت ديگرى ، نه اينكه براى خدا چيزى آشكار شود كه ما بدان معتقد نيستيم و آن را روا ندانيم خدا از آن بسيار بسيار برتر است . اگر اعتراض شود كه امكان تغيير مصلحت و عدم تحقق مفاد اين اخبار باعث شود كه از همهء اخبار به واسطهء اين احتمال سلب اعتماد شود پاسخ دهيم كه اخبار بر دو قسم است : قسمى كه گزارش آن تغيير پذير نيست ، زيرا ما مىدانيم كه مورد خبر قابل تغيير نيست چون اخبار از صفات خدا و از امور گذشته و اخبار از پاداش مؤمن . و قسم ديگرى كه تغيير پذير است ، زيرا ممكن است به حسب شروط مصلحت آن تغيير كند چون اخبار از حوادث آينده مگر قطعيت آن را بدانيم و از اين رو بسيارى از پيش‌گوئيها مقرون به حتم شده است ، و از اينجا دانستيم كه تغيير پذير نيست و براى ما قطعى شده‌اند ، انتهى كلام شيخ قدس سره و آن در نهايت متانت و درستى است و همهء اشكالات وارده در اين اخبار را حل مىكند . پايان نقل از مجلسى ( ره ) . من مىگويم گفتار مجلسى مورد اعتراض است خصوص در اين جمله كه " المراد بالكذب انه يحصل فيه البداء " زيرا تعبير از حصول بدا به لفظ كذب از نظر ادبى يعنى چه ؟ اين استعمال بر وجه حقيقت است يا مجاز يا استعاره يا كنايه و قرينهء اين استعمال خلاف حقيقت چيست ؟ .